تغییر ساعت درونی بدن عواقب سنگینی دارد

کرونوس – بر اساس مطالعه‌ی گسترده‌ای که در انگلستان به انجام رسیده، ایجاد اختلال در چرخه‌ی روزانه‌ی استراحت و فعالیت در بدن که به ساعت زیستی نیز معروف است منجر به عوارض بزرگ روحی می‌شود.

سازوکارهای روانی و ژنتیکی که دوره‌های خواب و بیداریِ ما را با دوره‌های شب و روز زمین تنظیم می‌کنند آن‌قدر پیچیده هستند که رشته‌ی علمی جدیدی با عنوان کرونوبیولوژی برای مطالعه‌ی آن‌ها شکل گرفته است. اما اگر بخواهیم به زبان ساده توضیح دهیم، ساعت درونی بدن ما توسط بخشی از مغز به نام suprachiasmatic nucleus تنظیم می‌شود که به غده‌ی کاجی مغز دستور می‌دهد در پاسخ به مقدار و کیفیت نوری که توسط چشم انسان دریافت می‌شود ملاتونین تولید کند.

و با این که همه‌ی ما در چرخه‌ای ۲۴ ساعته زندگی می‌کنیم، موج جدیدی از پژوهش‌ها در حوزه‌ی کرونوبیولوژی نشان داده که اوج بیداری انسان‌ها – و همچنین افت خستگی – ممکن است در زمان‌های گوناگونی رخ دهد.

شواهد نشان می‌دهد کسانی که مجبورند صبح زود مشغول به کار شوند یا در شیفت‌های شبانه کار می‌کنند یا در هر صورتی بر اساس برنامه‌ای زندگی می‌کنند که با ساعت درونی بدن آنان سازگار نیست، دچار کمبود خواب بوده و بیشتر از دیگران مستعد اضطراب، افسردگی، سرطان، دیابت و بیماری‌های قلبی‌عروقی هستند و این موضوع در موارد حاد حتی منجر به مرگی زودتر از دیگران می‌گردد.

با این که تحقیقات زیادی بر این واقعیت غم‌انگیز صحه می‌گذارند، همین‌جا باید بگوییم بسیاری از این تحقیقات بر روی تعداد کمی از داوطلبین انجام شده و بیشتر بر روی میزان خواب آنان تمرکز داشته است.

یکی از آخرین مطالعات که در Lancet Psychiatry منتشر شده، با استفاده از دستگاه شتاب‌سنج (فناوری استفاده شده در Fitbits و ساعت‌های Apple) میزان فعالیت روزانه‌ی بیش از ۹۱۰۰۰ داوطلب را مورد مطالعه قرار می‌دهد. همان داوطلبین چندین سال بعد دوباره مورد مطالعه قرار گرفتند تا سطح سلامت روانی آنان مورد ارزیابی قرار گیرد.

نویسندگان این مقاله متوجه شدند کسانی که فعالیت کمی در روز دارند یا در طی شب بیشتر فعالیت می‌کنند (که هر دوی این شرایط منجر به اختلال در ساعت زیستی می‌شود) بین ۶ تا ۱۰ درصد بیشتر مستعد افسردگی مزمن، ۳ تا ۲۰ درصد بیشتر مستعد اختلال دوقطبی بوده و حدود ۱۰ درصد بیشتر از دیگران از تنهایی و شادی اندک شکایت دارند.

نویسنده‌ی اصلی مقاله دکتر لارا لایال عنوان کرد: «یافته‌های ما نشان می‌دهد تغییر چرخه‌ی روزانه‌ی خواب و بیداری با سلامت و اختلالات دماغی رابطه‌ی مستقیم دارد. اما این‌ها همه روابطی است که ما از مشاهداتمان به دست آورده‌ایم و درواقع این مشاهدات نمی‌توانند به ما بگویند آیا اختلالات روحی و افت سلامت منجر به تغییر الگوی استراحت شده ویا اختلال در ساعت زیستی ما را مستعد اختلالات روانی و افت سلامت می‌کند.»

یکی دیگر از محدودیت‌های موجود در این مطالعه این است که اطلاعات جمع‌آوری شده از داوطلبین، ساعت‌های درونی بدن آنان را در نظر نمی‌گیرد و لذا ممکن نیست بتوانیم به صورت قطعی بگوییم که آیا الگوهای فعالیت بیان‌گر وجود اختلال در ریتم طبیعی بدن آنان هست یا نه. مسأله‌ی دیگر این بود که سن همه‌ی داوطلبین در طی مطالعه بیشتر شده بود که این نیز خود می‌تواند دلیلی بر برخی تغییرات باشد.

نویسندگان در پایان اعلام می‌کنند که استفاده از داده‌های شتاب‌سنج روشی به نسبت ارزان برای ثبت الگوهای فعالیت و استراحت در گروه‌های بزرگ است. با توجه به این که اکثر مشکلات روانی ریشه در کودکی و ابتدای جوانی دارند، محققین امیدوارند مطالعاتی که در آینده روی کودکان انجام می‌شود در مورد رابطه‌ی علی و معلولی میان اختلالات روانی و چرخه‌ی زیستی اطلاعات بیشتری به ما داده و سرانجام منجر به تشخیص بهتر و درمان سریع‌تر گردند.

درباره هیأت تحریریه

این مقاله توسط هیأت تحریریه نوشته ویا ویرایش شده است. عضویت در هیأت تحریریه با توجه به «شرایط همکاری با کرونوس» برای عموم آزاد است.

آیا می‌دانستید؟

جنسیت بیولوژیکی از دیدگاه علم

علم، معتبرترین و قوی‌ترین ابزار ما برای فهم جهان است. با این همه علم کامل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *