لالایی مادر یا سونات موتزارت؟

کرونوس – در رابطه با موسیقی ادعاهای عجیب و غریبی شده است، بخصوص در مورد نوع خاصی از آن که باعث افزایش روند رشد فکری (IQ) و هیجانی (EQ) کودکان می‌شود. اما آیا این ادعاها درست هستند؟

در موسقی نیرویی غیرقابل انکار وجود دارد. همه‌ی اجتماع انسانی که ما می‌شناسیم در هر کجای دنیا و در هر زمانی در طول تاریخ انواع گوناگونی از آداب و سنن موسیقایی داشته‌اند. حضور مداوم و فراگیر موسیقی این اندیشه را در ذهن انسان متبادر کرده است که موسیقی برای پیشرفت ما ویا روان‌شناسی ما جنبه‌ی حیاتی دارد. اما چه چیزی در موسیقی وجود دارد که آن را این قدر مهم کرده است؟ در واقع موسیقی چگونه در پیشرفت کودکان نقش دارد؟

تأثیرات موتزارت

در سال 1993، محققین در کالیفرنیا طی گزارشی اعلام کردند کودکانی که به سوناتی ساخته‌ی موتزارت گوش می‌دهند در شناخت امور مختلف تسلط بیشتری دارند تا کودکانی که به این سونات گوش نداده‌اند.

دلیل این ادعا چنین بیان شد: قالب‌های مشخصی از صداها به ویژه سونات‌های موتزارت تأثیر مستقیم بر افزایش کارکرد و کارایی مغز و قدرت کسب اطلاعات دارد. از این رو قدرت فکر کردن شنونده و تمرکزش برای یادگیری افزایش می‌یابد.

در مجموع ادعا می‌شود که گوش کردن به موسیقی موتزارت کودکان را با هوش‌تر می‌کند. البته این ادعایی جالب و هیجان‌انگیز بود. چه راه حل ساده‌ای برای کمک به رشد تمرکز و یادگیری کودکان! فقط موسیقی موتزارت بنوازید! در خلال سال‌های دهه‌ی 1990 محققین سراسر دنیا گزارش‌هایی در راستای این ادعا ارائه دادند. شگفت‌انگیزترین آن‌ها تحقیقاتی بود که نشان می‌داد موش‌هایی که در رحم مادر هستند و همچنین موش‌های نوزاد اگر در معرض شنیدن سونات موتزارت قرار گیرند برتری بیشتری از خود نشان می‌دهند. به نظر می‌رسید که آن‌ها نسبت به موش‌هایی که موتزارت گوش نکرده‌اند باهوش‌تر می‌شوند و یاد می‌گیرند که راهشان را از مسیرهای پیچ‌در‌پیچ مازها بهتر و سریع‌تر پیدا کنند. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، پس به راستی ارتباط مستقیمی بین الگوهای خاصی از موسیقی و هوش وجود دارد.

اما امروزه شواهد قانع‌کننده‌ی این تحقیقات در رابطه با موسیقی موتزارت که در خلال سال‌های 1990 ارائه شده بود، به طور کلی رد شده است. تحقیقات اولیه برای اثبات تأثیر موسیقی موتزارت دچار ضعف‌هایی بود. تحقیقات بسیار موشکافانه‌ی اخیر نیز نتوانسته است هیچ گونه رابطه‌ای بین پیشرفت در یادگیری و تمرکز و شنیدن موسیقی موتزارت ارائه دهد.

در مورد موش‌ها  هم به نظر می‌رسد آن‌ها قبل از تولد کر باشند و قابلیت محدودی برای تشخیص موسیقی داشته باشند. این که چه عاملی در تحقیقات موش‌های آزمایشگاهی باعث شد موش‌های ما راهشان را از میان مازها بهتر از بقیه بپیمایند روشن نیست اما این تأثیر قطعاً از سوی موتزارت نبوده است. ظاهراً اشتباهات خاصی در شیوه‌ی هدایت این آزمایشات وجود داشت که محققین را به این نتایج رساند.

اکنون اجماع کلی بر این است که گوش دادن به موسیقی موتزارت دلپذیر و زندگی بخش است اما نه بیشتر از راه رفتن، خواندن و غیره که می‌تواند برای کارکرد قوای فکری راهگشا و زندگی‌بخش باشد.

فراتر از تأثیر موتزارت

البته حتی اگر موسیقی موتزارت فی نفسه هیچ تأثیری هم روی کارکرد مغز ویا توانایی یادگیری نداشته باشد، اما هنوز این واقعیت وجود دارد که موسیقی در رشد فکر و هیجانات و احساسات مؤثر است. ممکن است موتزارت موجب گیرایی سریع در روند کسب شناخت نشود، اما موسیقی هنوز هم نقش مؤثری بازی می‌کند.

کودکان از زمانی که در رحم مادر هستند موسیقی را درک می‌کنند. آنان آهنگ، ریتم و طنین موسیقی را تشخیص می‌دهند. اما درک چنین زودهنگام موسیقی به چه دلیل است؟ آیا دلیل آن خود موسیقی است که مغز ما برای شنیدنش برنامه‌ریزی شده یا چیز دیگری؟

موسیقی و زبان

چیزی که ما انسان‌ها را از سایر موجودات متمایز می‌کند زبان است: توانایی مرتبط ساختن عقاید پیچیده و احساسات با استفاده از الگوهای صدایی.

برای لحظه‌ای به زبان بیندیشید. به الگوهای صوتی این کلمات فکر کنید: «سگ روی میر است.» اگر این کلمات با آهنگ افتان بیان شود شما این جمله را چنین می‌شنوید: «میز جایی قرار دارد که سگ هم هست.» اما اگر این جمله را با آهنگ خیزان بیان کنید این طور شنیده خواهد شد: «سگ روی میز است؟» یا اگر آن را با انواع دیگری از آهنگ بیان کنید ممکن است کلمات این‌چنین به گوش برسند: «سگ روی میر چه کار می‌کند؟» یا حتی «سگ به چه جرأتی روی میز است؟!»

زبان انسان ترکیبی است از مجموعه واژگان، اصطلاحات و دستور زبان؛ اما در واقع جملات ترکیبی از آهنگ و ریتم صدا هستند، چنان‌که بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نیز چنین هستند.

زبان استعداد ویژه و حیاتی بشر است. زبان ذاتاً موسیقایی است. تنوع در دانگ صدا، آهنگ، ریتم و زیر و بمی صدا، بخش‌های مکمل قابلیت رساندن معنا می‌باشند. چنین به نظر می‌رسد که علاقه‌ی وافر بشر به موسیقی ممکن است بخشی طبیعی از توانایی او برای آموزش و به کارگیری زبان باشد.

در واقع شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهند زبان و موسیقی وابسته به هم هستند. کودکانی که تجارب زیادی در زمینه‌ی موسیقی دارند (مثلاً در آوازهای ساده و ترانه‌ها) نسبت به بچه‌هایی که کمتر تجربه‌ی موسیقی دارند استعداد بیشتری برای تقلید آهنگ‌ها، ملودی و ریتم صدا دارند.

این استعداد تکرار نت و ریتم با یادگیری زبان ارتباط دارد. هر چه کودک یا بچه‌ی نوپا بیشتر بتواند ریتم و نت‌ها را با هم ترکیب کند احتمالاً یادگیری زبان برایش آسان‌تر خواهد بود. برتری بچه‌های آشنا با موسیقی متوقف نمی‌شود: آنان نه‌تنها زودتر شروع به حرف زدن می‌کنند بلکه در نوشتن کلمات نیز مهارت بیشتری از خود نشان می‌دهند.

موسقی، هیجان و مهارت‌های اجتماعی

ما به عنوان بزرگسال می‌دانیم که موسیقی بر احساساتمان تأثیر می‌گذارد. موسیقی رزمی احساسات ما را تهییج می‌کند حال آن که لالایی ما را تسکین می‌دهد تا بتوانیم آرام بخوابیم. آوازهای خاصی قادرند احساس بی‌پناهی و غم غربت را در وجود ما کاهش دهند، در حالی که بعضی دیگر می‌توانند روح آدمی را با انرژی‌ای غیرواقعی به آتش بکشند.

روشن نیست که آیا موسیقی روی کودکان هم همین تأثیر را دارد یا خیر. آیا عکس‌العمل ما به مارش‌های نظامی عکس‌العمل طبیعی و ذاتی ما به الگوهای خاصی از موسیقی ویا نوع خاصی از عقاید و اتفاقات است؟ یا حتی عکس‌العملی است به آداب و رسوم موسیقایی فرهنگ ما که آن‌ها را قبلا یاد گرفته‌ایم؟

بعضی از انواع موسیقی حاوی پیامی جهانی و کلی است (مثل موزیک فیلم روح با ضرباهنگی بریده‌بریده و نت‌های کوتاه). اما آهنگ‌های دیگر چطور؟ آیا افراد با موسیقی‌های دیگر نیز ارتباطی چنین برقرار می‌کنند؟ در این مورد هنوز چیزی نمی‌دانیم اما چیزی که روشن است این است که درک موسیقی برای کودکان و بزرگسالان متفاوت است. به عنوان مثال، درک ریتم موسیقی در بزرگسالان در نیمکره‌ی چپ قرار دارد، حال آن که در کودکان هیچ بخش بخصوصی در مغز نشان داده نشده که بتواند ریتم را درک کند.

آن‌چه ما می‌دانیم این است که کودکان بسیار تحت تأثیر صدای آواز مادرشان قرار دارند. مادران برای کودکانشان بسیار پرشورتر و با احساس‌تر می‌خوانند تا برای دیگران و در موقعیت‌های دیگر. و پاسخ کودکانشان تسکین و آرامشی است که صدای لالایی مادر ایجاد می‌کند. به نظر می‌رسد که آواز خواندن، به صورت ویژه عاملی حیاتی در پیوند بین مادر و فرزند است که کودک را برای کنش‌های اجتماعی آماده می‌کند.

این نتایج درباره‌ی اهمیت موسیقی در پیشرفت‌های اجتماعی از طریق مطالعه روی کودکان اوتیسمی که برای ایجاد ارتباط با دیگران مشکل دارند حاصل شده است.

شنیدن موزیک یا نت‌های آهنگین به همراه دیگر کودکان به آنان کمک می‌کند تا به یکدیگر توجه کرده و سعی کنند رفتار خودشان را با شریک موسیقایی‌شان هماهنگ کنند. این امر موجب تشویق آنان به فراگیری مهارت‌های اجتماعی می‌شود.

نتیجه

برای خرید سونات‌های موتزارت برای کودکانتان عجله به خرج ندهید و زیاد هم از اپرا، جاز یا موسیقی پاپ انتظار معجزه نداشته باشید. در عوض می‌توانید برای فرزندتان آواز بخوانید. آلات موسیقی مخصوصی را بنوازید و مطمئن باشید که این اعمال ساده‌ی خانگی نقشی اساسی در کنش‌های اجتماعی فرزندتان بازی می‌کنند.

درباره منظر عقدایی

خانم عقدایی، عکاس، نویسنده و مترجم همکاری خود را با کرونوس از سال ۲۰۱۸ آغاز کرده است.

آیا می‌دانستید؟

جنسیت بیولوژیکی از دیدگاه علم

علم، معتبرترین و قوی‌ترین ابزار ما برای فهم جهان است. با این همه علم کامل …

2 دیدگاه

  1. چرا افتادنی و نه افتان؟! در مقابل خیزان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *