کرونوس – بالاخره اپیزود بعد هم روی یوتیوب و آپارات آپلود شد. توی این اپیزود، به یک جریان ضدعلمی میپردازیم و سعی میکنیم از خلالش دریافتها و آموزشهای خودمان را داشته باشیم.
در دههی ۱۹۸۰ و تقریباً سراسر دههی ۱۹۹۰، شهروندان زیادی در سراسر دنیا بهویژه در آمریکا، به دلیل این که نظریهی تکامل داروین همچنان با آزمایشها و مشاهدات بیشمار امتحان نشده بود، به اعتقدات جدیدی روی آوردند که بر اساس آنها، خالق ما انسانها موجودات فضاییای بودهاند که این موجودات فضایی عموماً به زمین نیز بازمیگردند. البته میتوان به راحتی حدس زد که نظریهی داروین بسیار بیشتر به واقعیت نزدیک است، اما این نظریات که بهشدت بر اساس کتب مألوفهی چند ده دانشمند زمینشناس و متخصص تاریخ شکل گرفتهاند، بسیار مدیون کتیبههای پررمز و راز سومریها هستند. کتیبههایی که در آنها، انسان توسط اینکی که یکی از خدایان (یکی از آنوناکیها) بود در باغ عدن خلق میشود، تا برای همیشه برای آنوناکیها کار کند.

این داستان البته بیشتر شبیه داستانهای ژانر دومزدی (Doomsday) است که داستان مسیح و برخی دیگر را هم میتوان در زمرهی آنان به شمار آورد. واقعیت این است که بسیاری از کتیبههای سومریان هنوز ترجمه نشده است و بسیاری به ترجمهی بعضی از آنان که ترجمه شده است شک دارند. با این همه میدانیم که سومریها در ۷ کتیبهی موسوم به «انوما الیش»، روایتی از شکلگیری زمین و خلقت به دست دادهاند که خارقالعاده است. همچنین این را میدانیم که مذاهب بزرگ بعد از سومریها (که تمدن بزرگی بودند) همه به نحوی از داستانهای سومریها – همانها که تازه یاد گرفتهایم بخوانیم – بازنقل میکنند. با این احوال، این پرسش در ذهن مخاطب قرار میگیرد که آیا واقعاً باید کشف کردن و مهندسی معکوس کردن تاریخ اینقدر کار سختی باشد که ما هنوز نمیدانیم منظور سومریها از این نوشتههای عجیبشان که بسیار شبیه خط میخی است چه بوده است؟
در جای جای کتیبهها و مهرهای به جا مانده از بینالنهرین تا شمال آفریقا، خدایان حضور دارند. علایمی نیز بسیار تکرار میشوند. سومریان ریاضیدانان و منجمین ماهری بودند. پیش از آنان تقریباً میتوان گفت دانشی وجود نداشت و حالا آنان تبدیل به کشاورزان ماهر، ستارهشناسان و ریاضیدانها شده بودند. نظریهپردازان نظریهی فضانوردان باستان معتقدند این خلاء زمانی بین سومریان و پیشینیان آنها و پیشرفتهایشان قطعاً میبایست دلیلی ماوراء طبیعه داشته باشد.
بر اساس یکی از این نظریهها، آنوناکیها در سیارهای زندگی میکردند که در سالهای بسیار بسیار دور در منظومهی شمسی قرار داشت. داستان از این قرار است که روزی ماه این سیاره (که نیبیرو نام داشته و خانهی آنوناکیها بوده) به سیارهی دیگری در منظومهی شمسی به نام تیامات که بین مشتری و مریخ قرار داشته برخورد کرده و تیامات پس از شکستن از وسط، تبدیل به دو سیارهی دیگر میشود: زمین و مشتری. سومریان برای مشتری احترام زیادی قائل بودهاند ظاهراً!
مردمی که از نیبیرو میآمدهاند بسیار شبیه به انسانهای دیگر بودهاند. فقط یک کمی فرق داشتهاند. ولی در بیشتر جاها قدشان از انسانهای معمولی بلندتر است. مثلاً شاماش که قوانینش را به صورت هدیه به حمورابی تقدیم میکند و حمورابی – به قول خودش – صرفا آنان را بازنقل کرده است.
در مورد شکلگیری آگاهی و خودآگاهی در تاریخی نزدیک به اواخر سومریها، نظریهی بسیار جذاب دیگری وجود دارد که به نظر بسیار منطقی میرسد، هرچند انتقادات زیادی نیز پشتش وجود دارد. منظورم نظریهی فروپاشی ذهن دوجایگاهی است که برای ساختن ویدئواش به زودی در پوست خودم نمیگنجم. امیدوارم همراهم باشید و به آنچه میبینید فکر کنید.
بهترین راه برای کمک به ما در پروژهی کرونوس، به اشتراکگذاری ماست.
یک دیدگاه
بازتابها: آیا سیارهی نیبورو واقعاً وجود دارد؟ – کرونوس